تبليغاتX
دوستانی ماندگار
کـاش آدما وقـتـي ميـرفتـن خـاطـره هـاشـونـم بـا خـودشـون مـي بـردن.

اگـر سلطنـت بلـد نباشم، سلطنـت نميکـنـم،

 

 اگـر زندگـی بلـد نباشـم، زندگـی نمیکـنـم،

 

اما اگـه دوسـت داشتـن رو بلـد نباشـم، به خاطـر تــو يـاد ميگـيـرم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم دی 1385ساعت 7:39  توسط محسن | 

 

خدایا اون که در تنهاترین تنهایـیم، تنهای تنهایم گذاشت در

 

 تنهاترین تنهایـیش، تنهای تنهایش نذار....

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم دی 1385ساعت 7:37  توسط محسن | 

هنگامی دستم را دراز کردم که دستی نبود

هنگامی لب به زمزمه گشودم که مخاطبی نداشتم

وهنگامی تشنه آتش شدم که در برابرم دريا بود و دريا و دريا...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم دی 1385ساعت 7:25  توسط شهلا | 

وقتی گريه می کنم تو را در ميان اشکهايم می بينم

ولی اشکهايم را پاک می کنم تا کسی تو را نبيند

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم دی 1385ساعت 7:22  توسط شهلا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
بياييد عشق را بازيچه ای براي شکستن دلهای معصوم قرار ندهيم.
این وب رو پنج دوست صمیمی اداره میکنن که اومدن به شما کمک کنن تا هرگونه مشکلی که دارین با کمک هم حل کنیم. اگه کمکی از دستمون بر بیاد کوتاهی نمی کنیم.
با تشکر
دوستان ماندگار

نوشته های پیشین
دی 1385
نویسندگان
ماندگار
شهلا
محسن
مریم
علی
پیوندها
وبلاگ ماندگار محسن
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM